ادمک مرگ همین جاست بخند![]()
![]()
دسته خطی که تو را عاشق کرد ![]()
![]()
شوخی کاغذی ماست بخند![]()
ادمک بچه نشی گریه کنی![]()
![]()
کل دنیا سراب است بخند![]()
![]()
ان خدایی که بزرگش خواندی![]()
به مثل تو تنهاست بخند ![]()
بخند دیگه![]()
![]()
پناه من بود تو غروب بی کسی ها ![]()
خواستنت ![]()
تنها ستاره بود تو شب دلواپسی ها![]()
لحظه لحظه پس از تو غم و غصه در کمینه ![]()
تو دیگه برنمی گردی اخر قصه همینه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
گفت چقدر دوسم داری ![]()
![]()
گفتم از این جا تا خدا ![]()
![]()
اشک توی چشماش جمع شد و گفتتو که میگفتی خدا از هر چیزی به ما نزدیکتره![]()
دوست دارم عزیزم به خدا دست خودم
نیست دوست دارم وقتی تو خودنویس
چشمات توی کاغذ نگاهت پر مشعل
عاطفه دیدم لغزید ودستم نوشت روی کاغذ
دوست دارم...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
گل منی نمیذارم دست دیگه بچیندت![]()
قولم زدی اما بودن یه روز سراغ تو میام![]()
با خنجری تشنه واسه سینه ی داغ تو میام![]()
میرم ومی سوزم از این حیله ونیرنگ تو![]()
مگه چیکار کردم با دلت عمری بودم تو چنگ تو![]()
می کشمت دستم بهت برسه...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

دنیای من ٬چشمای من ٬این عمر من ٬این دل من ....میسوزه
گریه نکن دروغ میگی میدونم من چند روزه ....
تو هم مثل همه میری و من و تنها میزاری ....
عاشق نبودی میدونم عشقتو هم جا میزاری ....
برو برو هرجا بگو که یار من دیوونه بود....
عاشق نبودی میدونم بودن من بهونه بود...
اما بازم این دل من عاشقشه اونو میخواد....
میمیرم از جای خالیش اگه بره دیگه نیاد...
برو برو هرجا بگو که یار من دیوونه بود....
عاشق نبودی میدونم بودن من بهونه بود....
شاخه های زندگی ام نمی رویید جاده ها ودشت ها را از یاد برده بودم ونمی دانستم اسمان
چه رنگی است کلمه هایم را در صندوقچه ی کوچک وکهنه ای پنهان کرده بودم نمی توانستم
لب از لب باز کنم روزهایم زخمی بودند ودلم از سنگ سخت تر شده بود... تو که از خورشید
گرم تری واز اسمان ابی تر ...
تو ان اغوش همیشه گشاده که هیچ کولاک و برف سنگینی نمی تواند ان را ببنددتو ونگاهی
که با نخی از نور مرا به بهشت می برد ان روزها چه شد؟ روزهایی که این همه دیوار پیش
روی من وتو صف نکشیده بود وبه هر طرف نگاه می کردم پنجره ای بود برای دیدن تو گاهی
گنجشکی مهربان صدایم را به طوری به تو می رساند وگاهی دیگر کبوتری عاشق نامه ام را
برای تو می خواند سیبها همه طعم عشق می دادند و همه نردبانها به سوی اسمان
می رفتند هر وقت دلم می گرفت به مهتاب سلام میکردم حال ابرها را می پرستم برای
رنگین کمان شعر می خواندم وانقدر در ایوان کوچک خانمان منتظرت می ماندم تا از بالای
روشن ترین ستاره صدایم کنی .ان روزها چه شد ؟؟؟
روزهایی که حرفهایم را با اشک می امیختم وبه تو می گفتم وتو لبخند زنان خورشیدی را که
تازه به دنیا امده بود در قلبم می گذاشتی ...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ای اشنای غریب هنوزم دوستت دارم وقلبم برای تو میتپه![]()
کاش قلبی ![]()
نداشتم تا![]()
عاشقت نمیشدم![]()
ای محبوب من دلم میخواهد فقط مرا دوست بداری وبامحبت
مهربانی به سوی خویش فراخوانی انگاه که من از باده ی عشق
تو سرمست شوم نه از تاریکی شب می ترسم ونه از سختی
طوفان بیمی خواهم داشت زیرا عشق تو قلبم را چون روز روشن
ساخته است فقط دوستم بدار زیرا در غیر این صورت زندگی برای
من ارزشی نخواهد داشت ومحبت ومهربانی تو امید وارزوی مرا
نورانی میسازد.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام...
سلامی به لطافت گل تقدیمت میکنم تا یگانه بودنت برایم باور شود وسلام بر شکوفایی زندگیم
که همیشه محبت وامیدی بوده در دنیای سکوت تنهایی ام به تو که همچون شقایق در امید
هستی جمال تورا دیدم که بی همتا بود ...اری از ان پس عشق معبودی در کعبه ی دلم جای
گرفت واگر خانه ی دل را ترک کند جان من هم به دنبالش خواهد رفت مطمئن باش.
به نام بوسه ی لب بخوان برای دلم که می نویسد برای تو وبخوان برای من که قلبم می تپد
برای تو نمی دانم از کجا شروع کنم ودر کجا خاتمه دهم واز کدامین روز به قلبم با تو حرف
بزنم وغصه های پربار عشقم را به کدامین کوه بگویم تا صدای مرا به من باز نگرداند ونه دیگر
اشکی به چشم مانده ونه فریادی بر قعر حنجره ام تا تورا صدا کنم .
زیبای عزیزم کاش حال پیش من بودی تا برایت از باغچه ی دلم گل های سرخ واز اسما ن
ذهنم گل های ستاره ای می چیدم ان روز... اری همان روزی که نگاهت در نگاهم افتاد ارام
وقرارم را ربودی به طوری که دیده در اختیارات گذاشتم واسیر شدم وحالا که اسیرم به
اسارتم میسازم وامیدوار هستم که تو نیز زندگی را در گوشه ای از قلب کوچکت که زندانی در
بسته وخلوت برای من است پذیرا باشی.
غم تنهایی بهتر از گدایی عشق است![]()
علت قبول نشدن در کنکور
اگر داوطلبی در کنکور قبول نشد هیچ تقصیری ندارد چرا که سال فقط 365 روز است.
در حالی که :
1)در سال 52 جمعه داریم و میدانید که جمعه ها فقط برای استراحت است پس به این ترتیب
313 روز باقی می ماند .
2)حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است که به دلیل گرمای هوا مطالعه ی دقیق
برای یک فرد نرمال مشکل است .بنابراین 263 روز دیگر باقی می ماند .
3)در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا 122 روز می شود .بنابراین
141 روز باقی می ماند.
4)اما سلامتی جسم و روح روزانه 1 ساعت تفریح را می طلبد که جمعا 15 روز می شود.پس
126 روز باقی می ماند .
5)طبیعتا 2 ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است که در کل 30 روز می شود .پس
96 روز باقی می ماند.
6)1 ساعت در روز برای گفت و گو و تبادل افکار به صورت تلفنی لازم است.چرا که انسان
موجودی اجتماعی است.این خود 15 روز است. پس 81 روز باقی می ماند .
7) روز های امتحان 35 روز از سال را به خود اختصاص می دهند .پس 46 روز باقی
می ماند.
8)تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست کم 30 روز در سال هستند .پس 16 روز باقی
می ماند .
9)در سال شما 10 روز را به بازی می گذرانید.پس 6 روز باقی می ماند.
10)در سال 3 روز به بیماری طی می شود .پس 3 روز دیگر باقی می ماند.
11)سینما رفتن و امور شخصی هم 2 روز را در بر می گیرد.پس 1 روز باقی است.
12)1 روز باقی مانده همان روز تولد شماست چگونه می توان در آن روز درس خواند؟!
نتیجه ی اخلاقی :پس یک داوطلب نرمال نمی تواند در آزمون کنکور قبول شود.


گلم
من عشق را در تو 
تو را در دل 
دل را در موقع تپیدن
وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم
من غم را در سکوت
سکوت را در شب
شب را در بستر
وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم
من بهار را به خاطر شکوفه هایش
زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم
من دنیا را به خاطر خدایش
خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم

![]()

|
زندگی عشق است | ||
|
زندگي عشق است ُُعشق افسانه نيست آنکه عشق آفريد ديوانه نيست عشق آن نيست که در کنارش باشي عشق آن است که به يادش ازگل پرسيدم محبت چيست گفت : ازمن زيباتراست . ازافتاب پرسيدم محبت چيست گفت: ازمن سوزانتراست. ازشمع پرسيدم محبت چيست گفت:ازمن عاشقتراست. از خود محبت پرسيدم محبت چيست گفت: تنهايک نگاه است چقدر سخته تو چشاي کسي که تمومه عشقتو ازت دزيده و به جاش زخم هميشگي رو به قلبت هديه داده زول بزني و به جاي اينکه لبريز از کينه و نفرت بشي حس کني که هنوزم دوسش داري |
درپشت پنجره بود اما سردی دروجود من بالبهای ترکیده حال حرف زدن هم
نداشتم تمام وجودم باسردل وسرما انس گرفته بود بعدازتو گلهای زندگی را
شکست میدانم شاید تقدیر این بودولی میدانستم بایدازکلبه ی مهردلت کوچ
میکردم لزا دیگر جایی برای من نبودارام ارام در چوبی کلبه را با همان صدای
دلنشین باز میکنم اشکهای حلقه بسته در چشمهایم بغضها دیگر خفته اند
میدانم دیگر برایت بی معنی است ناخواسته گامها شروع به حرکت
میکنندچشمانم بدون تبعیت از من بر می گردندونگاها باز بر پیکره ی این
کلبه دوخته شده اندکلبه ای که خانه ی امید من بوده .هست وخواهد بود.![]()
![]()
![]()